مهندسی منازعات

بدون دیدگاه

پنج شش سال پيش كه مشغول فراگيري دانش استراتژي بودم و كلاس‌هاي آن را به صورت مستمر پيگيري مي‌كردم با مهندسي منازعات آشنا شدم، دانش حل و فصل و مديريت ستيزه‌ها، از سطوح خرد و جرم‌هاي كوچك تا يك جنگ تمام عيار هسته‌اي كه در دايره‌اي از صفر تا سيصد و شصت درجه طبقه‌بندي مي‌شد.

به ما مي‌گفتند كه شما به عنوان يك طراح استراتژي نبايد اجازه بدهيد كه ستيزه‌ها رشد كنند و كار به برخوردهاي تند كشيده شود. شما بايد در مسير هدايت آرامش، از تبديل تنش به تشنج و تشنج به بحران جلوگيري كنيد.

مي‌گفتند اگر شما در فضاي فرهنگي-گفتماني درست عمل نكنيد مجبور مي‌شويد فشار آن را در سطوح انتظامي-نظامي تحمل كنيد.

به عبارتي اگر تنشي در لايه‌ي حقوقي، انديشه‌اي و مدني شكل بگيرد بايد در همان لايه ها مديريت شود و اگر اين ستيزه‌ها به درستي مديريت نشود و ادامه پيدا كند ممكن است به لايه‌هاي مربوط به امنيت شيفت پيدا كند و بحران بيافريند.

از طرفي بايد ريشه‌ي اين ستيزه‌ها بدون تعارف و ملاحظه به طور دقيق بررسي شود و در غير اين صورت انباشت تنش‌ها و تشنج‌ها و بحران‌ها منجر به فلج شدن سيستم خواهد شد.

پ.ن: يكي از بزرگترين اشتباهاتي كه در زندگيم كردم اين بود كه طي دوره‌اي يك ساله، بخشي از اين مباحث را در دانشگاه ارائه دادم. علتش در درجه اول اعتماد به نفس كاذب و در درجه دوم اين بود كه رويكرد عرصه‌مدار را نفهميده بودم.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *