مرد مرد – رابرت بلای

بدون دیدگاه

دکتر علی شریعتی در کتاب هبوطش از زمانی مقدس صحبت می‌کند، زماني که ديگر مائده‌های زمین جوع انسان را آرام نمی‌کنند.

مائده‌های زمینی شریان‌های زندگی انسانند که حیات کنونی ما بدان ها وابسته است، حیات در ابری متراكم از مفاهیم، استنباط‌ها، شناخت‌ها، عشق‌ها، نیازها، فقدان‌ها، رنج‌ها و رابطه‌ها.

سرانجام لحظه‌ای مقدس سر می‌رسد و اين ابر رو به رقیق شدن می‌نهد. انقدر رقیق که دیگر بر کویر زندگی ما نمی‌بارد و عطش ما را رفع نمی‌کند.

در آن لحظه است که شریان‌های حیات ما پاره می‌شوند.

رابرت بلای می‌گوید اکثر مردان امروزی در چنين لحظه‌اي می‌میرند و اندکند مرداني که زندگی را از سر مي‌گيرند و به دنبال جهانی دیگر و حیاتی دیگر می‌گردند و خود را به شریان‌هایی جدید متصل می‌کنند.

بلاي در کتاب فوق العاده‌ی «مردِ مرد» به سفر زندگي مردان پرداخته است و آن لحظات مقدس را در قالبي سمبليك به بحث گذاشته است.

مرد مرد رابرت بلای

اين كتاب پرسش‌هاي بي‌شماري را در ذهن ايجاد مي‌كند و در عين حال پاسخ مستقيم نمي‌دهد. به تعبير بلاي بايد با ظرافت زيادي به بعضي از مفاهيم آن نزديك شويم و با نوك بال‌هاي فكرمان آن‌ها را لمس كنيم.

شايد دو نكته در ابتداي اين سفر بسيار كليدي باشد. اول اين‌كه مرد جوان تا زماني كه از پدر و مادر خود جدا نشود رشد نخواهد كرد. او بايد از آرامش و امنيتي كه زير سايه ي پدر و مادرش تجربه مي‌كند دل بكند.

دوم اينكه او در اين مسير به يك مرد مجرب نياز دارد. از آن‌هايي كه دكتر شريعتي در نامه اش به احسان (پسرش) براي او آرزو مي‌كرد:

پیاده هم شده است سفر کن. در ماندن می‌پوسی. هجرت کلمه بزرگی در تاریخ “شدن” انسان‌ها و تمدن‌ها است…. تنها نعمتی که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو می‌کنم، تصادف با یکی دو روح خارق العاده، با یکی دو دل بزرگ، با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیباست. چرا نميگویم بیشتر؟ بیشتر نیست! “یکی” بیشترین عدد ممکن است. دو را برای وزن کلام آوردم و نیست.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *