فنومنولوژی روح – هگل

بدون دیدگاه

هنگامي كه هگل ، دنبال كردن ردِ رشدِ انديشه در مسير تاريخ را در كتاب “فنومنولوژي روح” آغاز كرد در ابتداي آن اذعان كرد كه شايد فقط دارد روند رشد فكر خودش را از هنگام تولدش تا زمان نوشتن اين كتاب توصيف مي‌كند.

خيلي جالب است كه هگل، تاريخ تكوين انديشه را شبيه خط سير پرورش فكري يك فرد مي‌داند.

وقتي كه به خودم فكر مي‌كنم مي‌بينم كه آن ژستِ بايرونيِ روزگار نوجواني ما كه دلمان مي‌خواست براي آرمان‌هايمان بميريم در مواجهه با واقعيت‌هاي زندگي ساييده شد.

در مواجهه با واقعيت‌هايي كه به ما چنگ مي‌انداخت و ما را به عمل مي‌كشاند.

شروع فلسفه را ببينيد، افلاطوني را كه به عالم مُثُل، دميورگوس، و آيدوس اعتقاد داشت، همان ايده‌هايي كه ذهن را قفل مي‌كند و منش و روش فرد را به سمت اتخاذ مواضع ايدئولوژيك مي‌كشاند.

در اين دوره، فلسفه ايده‌آليستي بود، همچون ما كه در آغاز، ايده‌آليسم و آرمان‌گراييِ كور بر جانمان سايه انداخته بود.

حال، امروزِ فلسفه را ببينيد. پراگماتيست‌هاي امريكايي، ديويي، سندرس پرس و ويليام جيمز فرياد عمل‌گرايي سر مي‌دهند.

همچون ما كه امروز به عمل كشيده شده‌ايم و بر ايده‌آليسمِ كوري لبخند مي‌زنيم كه در اوج معراج‌هاي ماورا، شرمندگي را در عمقِ چشمِ پدري با دستان خالي نمي‌بيند و دم از اراجيفي با لعاب تقدس مي‌زند ولي دستاني را از هزاران كيلومتر آن سوتر مي‌بيند.

اين عمل‌گرايي، جزم را از ما گرفته است. چه زيبا گفت هگل؛

“جغد مينروا فقط شباهنگام بال مي‌گشايد”.

جغد مینروا - هگل

 مينروا، الهه حكمت در اساطير روم باستان است و جغد پرنده اوست و نمادي از فرآيند ادراك.

 شايد منظور هگل اين بوده كه ما زماني مي‌توانيم بگوييم در مسائل عميق شده‌ايم كه آن مسائل براي ما مبهم و تيره و تار شوند.

ما تنها در شامگاهان خردمند مي‌شويم، بعد از حركت كردن مي‌فهميم كه بايست راهمان را از كجا آغاز مي‌كرديم.

و اين يعني بازي را شروع كن، به حركت درا، عمل كن و زندگي جز اين نيست.

اما يك نكته را نبايد فراموش كرد، به قول محمدرضا شعبانعلي:

“آرزو می‌کنم که آتش شک در وجود تو، هرگز با آب یقین، خاکستر نشود.

تنها جایی که آرزو می‌کنم از یقین سرشار باشی، عشق است.

نه اشتباه نکن. عشق آسمانی را نمی‌گویم.

همین عشق زمینی را می‌گویم.

می‌دانم ناپایدار است.

می‌دانم تمام می‌شود.

می‌دانم گاهی سوء‌تفاهم است.

اما اگر عاشق شدی، جاودانگی عشق را یقین داشته باش،

حتی اگر عشق تو، ساعتی بیشتر دوام نداشته باشد.”

و تمام عمل گرايان در اينجا باز هم ايده‌آليست مي‌شوند، گويا سرنوشت محتوم بشر است.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *