عصیان یا تمکین؟

بدون دیدگاه

چند وقت پيش مشغول گپ زدن با يكي از دوستانم بودم و از گپِ شديدِ ميان بايدها و واقعيت‌هاي جامعه به هم شكايت مي‌كرديم.

اما هر دو اجماع نظر داشتيم كه جامعه ما در حال گذار است و اين ناملايمات، بخشي انكارناپذير و طبيعي از واقعيتهاي عصر ماست و متاسفانه سن ما به عبور از اين مقطع قد نمي‌دهد.

يكي از سوال‌هايي كه چند وقتي است ذهن مرا به خود مشغول كرده اين است كه ما چطور بايد برخوردمان را با اين واقعيت‌ها، بين دو قطب عصيان و تمکین ، تنظيم كنيم؟

اين سوال فعلا بي‌پاسخ مانده ولي گاهي به ياد روايت محمدرضا شعبانعلي عزيز از شعر شاملو مي‌افتم كه جانب تمکین را گرفته بود.

به قول محمدرضا، شاملويي كه بيشتر از حاصل جمعِ سنِ من و دوستم عمر كرده بود در نهايت پي برد كه انسان، به دردِ قرونش خو كرده است و در عاشقانه‌هايش خطاب به معشوق مي‌گفت:

این رَمه آن ارج نمی‌داشت که من تو را ناشناخته بمیرم.

به همين دليل بحثمان بيشتر حول اين بود كه روشي براي كمتر حرص خوردن در اين ايام باقي‌مانده عمرمان پيدا كنيم،

اين‌كه مشغول رَمه بشويم و بخواهيم زندگي را به خاطر ايده‌آل‌هايي كه نيست بر خودمان تلخ كنيم و قدر زيبايي‌ها و شادي‌هاي هرچند كوچكِ باقي مانده اطرافمان را ندانيم، كم‌لطفي كردن است.

شروع كرديم از مكاتب روان‌شناسي صحبت كردن و اينكه تفسيرمان را از رويدادها طوري تنظيم كنيم كه خروجي آن احساس رضايت باشد.

روان شناسي كه هيچ، ادبيات و فلسفه را هم به ميدان كشيديم.

از ملكيان و سروش و صاحبي گفتيم تا گلسر و فرانكل و سليگمن.

غافل از اينكه پاسخ سوال ما در همان مقدمات بحث نهفته بود، يعني در تاريخ.

دوستم جملاتي را از دكتر سريع القلم نقل كرد كه به شنيدنش خيلي نياز داشتم.

با نقل به مضمون صحبت ايشان اين بود كه هرچند كشور ما بر خلاف مسير توسعه يافتگي حركت مي‌كند اما، در حال طي كردن مسيرِ درست و طبيعيِ تاريخي خودش است و اتفاقا خيلي دقيق و عالي هم اين مسير را طي مي‌كند.

بايد به زمان اجازه داد كه شرايط را بهبود دهد. حرص و جوش خوردن هم منطقي نيست چرا كه پروسه‌هاي تاريخي “بايد” طي شوند.

آقاي دكتر گفته بودند كه كمي گل گاو زبان دم كنيد و تاريخ تمدن ويل دورانت بخوانيد، در حدود ١٦٤٠ اروپا را.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *