سخن عاشق – رولان بارت

بدون دیدگاه

بدون شك بوعلي سينا، شاخص‌ترين چهره‌ي مكتب مشاء و از عقل‌گراترين فيلسوفان در تاريخ انديشه‌ي ماست.

دُزِ خردگرايي در فلسفه‌ي شيخ‌الرئيس به حدي بالا بود كه حال متكلمين و فقها و عرفا رو به هم زد و سرانجام به فتواي امام محمد غزالي تكفير شد.

به نظر شما بوعلي سينايي كه با پاي چوبين در مدار عقل و استدلال مي‌چرخيده، چه نگاهي به عشق داشته؟

به نظر شما آيتِ عشق، قابل ترسيم در دفترِ عقلِ بوعلي بوده؟

مولانا كه معتقده:
عقل در شرحش چو خر در گِل بخفت

يا مي‌گه:

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

ولي خيلي برام جالب بود كه ديدم بوعلي در انتهاي كتاب “اشارات” مجبور مي‌شه جايي رو هم براي عشق باز كنه.

هرچند كه احساس مي‌كنم عشق رو مستقل از عقل در نظر نگرفته و اونو نوعي سلوك عقلاني دونسته (البته فقط احساس ميكنم چون اصلا درست نيست كه من بخوام برداشت سطحي و ناقص خودمو به عنوان نظر بوعلي مطرح كنم، شما جدي نگيريد).

و جالبه بدونيد كه در همين همدان، عين‌القضاتي زيست كرده كه در كتاب تمهيداتش، عشق رو براي همه ضروري مي‌دونسته و حتي سعي كرده با تمسك به قاعده يِ فقهيِ “وُجوبِ مقدمه‌يِ واجب”، حكم بر واجب بودن عشق بده.

تقريبا همچين عبارت هايي داره:

بدان كه عشق فرض راه است همه كس را. اگر عشق خالق نداري باري عشق مخلوق مهيا كن تا قدر اين كلمات بر تو حاصل آيد.

امروز كه كنار آرامگاه بوعلي مشغول چاي خورن بودم به اين فكر مي‌كردم كه فلسفه‌ي پست مدرن چقدر از نگاه هاي خردگرايانه‌ي سابق فاصله گرفته.

فلسفه‌اي كه روزي در خطه‌ي ما به دنبال استكمال نفساني، دست يافتن به عالمِ عقليِ مضاهي و حتي “تشبه به باري!” بود، امروز در خطه‌ي غرب، به پرسش از عشق رسيده.

شايد جاي اون حكايت تاريخي اينجا باشه كه بوسعيدِ عاشق، “سخن” بوعلي عاقل رو منطبق بر مشاهدات خودش مي‌دونست.

ازين جهت، «سخن عاشق» عنوان زيبايي براي اين شاهكار رولان بارته.

سخن عاشق



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *