رشد ما با کتاب‌هایی که می‌خوانیم و افرادی که می‌شناسیم

بدون دیدگاه

به نظر من رشد انسان‌ها ارتباط زيادي داره با كتاب‌هايي كه مي‌خونن و افرادي كه توي دايره‌ي معاشرتي خودشون دارن.

اين رابطه مطلق نيست ولي بسيار جديه.

مي‌دونيد براي كسي كه كتاب نمي‌خونه، در معرض تضارب آرا و انديشه‌هاي گوناگون قرار نمي‌گيره و دايره‌ي معاشرتيش غناي كافي نداره، چه اتفاقي ميوفته كه رشد نمي‌كنه؟

در واقع علت اينه كه “ديتا” دريافت نمي‌كنه.

افكار، واژه‌ها و مفاهيم جديد وارد چارچوب ذهنيش نمي‌شن و اين روي تحليلي كه از مسائل داره و تصميم‌هايي كه مي‌گيره تاثير مي‌ذاره.

اين مسئله خيلي خيلي جديه.

اين‌كه چه واژه‌هايي توي ذهن ما فعالن تاثير داره بر برخورد ما با خودمون و پديده‌هاي خارجي و تصوري كه از اونا داريم.

اخيرا واژه ي «Calcification» كه در علم پزشكي متداوله به جهان سياست هم راه پيدا كرده.

مي‌گن در كشوري كه گردش قدرت وجود نداره و واژه‌ها و مفاهيم و تئوري‌هاي جديد وارد ساختارش نمي‌شن بعد از مدتي سيستم تصميم‌گيري اون كشور حالت استخواني (calcify) به خودش مي‌گيره، يعني متصلب مي‌شه، قفل مي‌كنه و به خاطر بي‌توجهي به شرايط بيروني و دروني، دچار اصطكاك شديد مي‌شه و مي‌پاشه.

شوروي به همين دليل دچار فروپاشي شد چون حدِ تصلب به جايي رسيده بود كه كوچك‌ترين تغييري در اون ساختار به مثابه شكسته شدن يك تابو بود.

انسان‌ها هم براي جلوگيري از كلسيفاي شدن بايد از ورود واژه‌ها و مفاهيم جديد به نظام فكريشون استقبال كنن.

كم كم به مثابه سنگي كه داخل رودخونه ميوفته در تماس با تئوري‌ها، نظريات و سبك زندگي‌هاي مختلف، وهم و خيال و خرافه از انديشه و رفتار اون فرد زدوده مي‌شه و يك هسته عقلاني باقي مي‌مونه. ويژگي مهم اين هسته منعطف بودنشه.

 



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *