جهان قبل و بعد از تو

بدون دیدگاه

يكي از مسائلي كه به شدت به آن معتقدم اين است كه زندگي معنايي نخواهد داشت اگر در راستاي يك “ارتباط” تعريف نشده باشد.

ارتباط با كسي يا چيزي كه آن را مهم‌تر از خودمان مي‌دانيم.

كسي كه نوشيدن چاي بدون او تبديل به بزرگ‌ترين بحران زندگي‌مان شود.

جهان قبل و بعد از تو - ارتباط

كسي كه حاضر باشيم برايش درد بكشيم، تا او آسوده باشد.

نخوابيم كه او بخوابد،

بميريم كه او زنده بماند.

كسي كه حاضر باشيم بهاي لبخندش را با بغض خودمان پرداخت كنيم

و مشكلاتش را مهم‌تر از مشكلات خودمان بدانيم.

به نظر من علم، ثروت، شهرت، زيبايي، موقعيت اجتماعي و هزاران فضيلت و دستاورد ديگر كه در طول تاريخ آمال و آرزوي بسياري از انسان‌ها بوده است، زماني ارزشمند هستند و ما را خوشحال مي‌كنند كه بتوانيم براي آن‌ها در بهبود اين ارتباط جايي پيدا كنيم.

به قول احمدرضا نخجواني عزيز:

خوب يا بد، شاد يا غمگين، زشت يا زيبا و هزاران صفت ديگر، تنها در دنياي پيشادلدادگي معنا دارد. دلت را كه باختي همه چيز جهان برايت به دو دسته تقسيم مي‌شود: “با او” يا “بدون او”.

و از طرفي هم معتقدم كه خلق و خوي اقتدارگرايانه و مشتقات آن، مهم‌ترين آفت براي تداوم و غني شدن اين رابطه است.

اينكه ما ديگري را كنترل كنيم، در سليقه، افكار و فرديتش محدوديت ايجاد كنيم و در يك كلام، اينكه بخواهيم او را آن‌گونه تغيير دهيم كه مي‌پسنديم.

گاهي هم بر اين خودخواهي برچسب غيرت و خيرخواهي مي‌زنيم.

نمي‌خواهم اين ارتباط را در قالب يك رابطه‌ي فردي محدود كنم.

گاهي طرف اين ارتباط يك “ايده” است يا “مردماني” كه هيچ‌گاه نديده‌ايم و نخواهيم ديد.

گاهي رنجي را متحمل مي‌شويم تا شانه‌هايمان تكيه‌گاه نسلي شود كه در افق فرداها، طلوع خورشيد را درخشان‌تر ببيند.

 

 

عكس: ارديبهشت ٩٦



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *