توسعه

بدون دیدگاه

يكي از معيارهايِ سنجشِ قابليتِ توسعه يافتگي كشورها بررسي منابع و نيروي كار آن‌هاست.

بر اين اساس كشورهاي خاورميانه به چهار دسته كلي تقسيم مي‌شوند:

۱- RRLA (Rich in Rsources, Laber Abundant)
۲- RRLP (Rich in Rsources, Laber Poor)
۳- LPRP (Laber Poor, Rsources Poor)
۴- RPLA (Rsources Poor, Laber Abundant)


در جلسه‌اي با حضور آقاي دكتر سريع القلم و چندي از متخصصين حوزه خاورميانه‌شناسي، در مورد جايگاه ايران در اين تقسيم‌بندي صحبت به ميان آمد.

نتيجه بحث اين بود:

«تنها كشوري كه در خاورميانه (RRLA) محسوب مي‌شود كشور ماست.»

به عبارتي نيروي كار قوي و منابع فراوان، ايران را تبديل به مستعدترين كشور خاورميانه براي نيل به توسعه يافتگي كرده است.

هيچ كشوري در خاورميانه چنين پتانسيلي ندارد.

عربستان و كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، منابع فراوان و نيروي كار ضعيف دارند و (RRLP) محسوب مي‌شوند.

كشورهايي مثل تركيه و مصر هم، منابع ضعيف و نيروي كار فراوان دارند و در دسته كشورهاي (RPLA) جاي مي‌گيرند، بقيه هم وضعيت بهتري ندارند.

از اين جهت ما مي‌توانيم توسعه يافته‌ترين كشور خاورميانه باشيم.

امروز كه وضعيت كشور و اين مشكلات انباشت‌شده را مي‌بينم به ياد ابيات حافظ مي‌افتم كه مي‌گويد:


ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی
“اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی”
چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی
باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی


چرا توسعه يافته نيستيم؟

از اين جهت كه توسعه يافتگي متوقف بر اجماع نظر ميان نخبگان ابزاري (صاحبان قدرت و ثروت) و نخبگان فكري است.

اين مسئله نقطه عظيمت توسعه است و ما با آن به شدت مشكل داريم. چرا كه اين امر مستلزم آن است كه اين نخبگان، “تغييراتي” را در شاكله ي فكري و استنباط هاي خود از ايران و جهان بپذيرند. در حال حاضر اين تغيير در ايران ممتنع است.

 

توسعه
كتاب بالا مسئله توسعه يافتگي ايران را از جنبه نقدِ متدولوژيكِ حوزه‌هاي عمومي، به تفصيل بررسي كرده است، يك گردآوري بسيار عالي از نظرات انديشمندان ايراني.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *