تغییر مختصات

بدون دیدگاه

تغییر مختصات

عكس بالا مربوط به ٢١ آذر ماه چهار سال پيشه. بعد از اين‌كه ترامپ در انتخابات رياست جمهوري آمريكا رأي آورد قرار شد كه پيامدهاي احتمالي حضورش در كاخ سفيد رو در جلسه‌اي بررسي كنم (كه البته امروز از اعتماد به نفس كاذبم براي برگزاري اون جلسه بسيار شرمسارم).

شب قبلش تا چهار و پنج صبح بيدار بودم و اسناد مراكز مطالعات استراتژيك و انديشكده‌هاي آمريكايي رو بررسي مي‌كردم.

از «بروکینگز» و «کاتو» و «رند» گرفته تا «كارنگي» و «بای پارتیزان» و «امریکن اینتر پرایز».

يكي دو ساعت خوابيدم و بعدش بيدار شدم و رفتم يه هوايي بخورم.

تقریبا هشت صبح بود كه اینارو دیدم، خیلی شاد و خوشحال بودن، سرزنده و پر شور بازی می‌کردن و تا منو ديدن سريع دورم جمع شدن و سعي مي‌كردن از پاهای من بالا بکشن.

نمي‌دونم چرا، شايد فكر مي‌كردن تماشاي دنياي اطرافشون از جايي بالاتر (حتي به اندازه ي قد يك انسان) براشون جذاب‌تر و لذت‌بخش‌تره.

البته حقم داشتن، تازه متولد شده بودن و از دنياي ما آدم‌ها فقط تبسمِ منو ديده بودن.

نمي‌دونستن جذاب‌ترين چيزي كه از اين بالا براي تماشا وجود داره، بازي‌هاي خودشونه.

بعد چند دقیقه هم مامانشون اومد و صبحانشونو خوردن و اینجوری گرفتن خوابیدن.

با توجه به چیزایی که از اون اسناد و سير منازعات ايران و آمريكا (به عنوان اتفاقي تكراري در تاريخ) توی ذهنم بود بيشتر از قبل برام ثابت شد كه اين جهان، جهانِ هابزه. دنياييه كه در اون انسان، گرگِ انسانه.

اون روز خيلي بهتر متوجه صحبت‌هاي محمدرضا شعبانعلي در مورد “تغيير مختصات” شدم. يه جايي نوشته بود:

ما گربه‌ها رو از لحاظ وفاداری با سگ‌‌ها مقایسه می‌کنیم و احساس می‌کنیم خیلی وفادار نیستند. به همین علت، گربه‌صفت بودن رو یک صفت با بارمعنایی منفی می‌دونیم.

به نظرم اگر مبداء مختصات رو عوض کنیم و آدم‌ها رو معیار قرار بدیم، گربه‌صفت بودن یکی از صفات متعالی محسوب می‌شه که خیلی از ما انسان‌ها هنوز به اون درجه از رشد نرسیدیم.


به نظر شما اگر معيارها رو تغيير بديم و مبدأ رو روي اين موجودات آروم بذاريم، ما آدما كجاي مختصات جا مي‌گيريم؟

بعید می‌دونم این كوچولوها برای موش‌ها و گربه‌های باغ همسایه همچین اسناد و استراتژي‌هايي طراحي كرده باشن، هم‌نوع‌هاشون که جای خود دارن.

 


پ.ن١: من اگه با شما مشكل داشته باشم نبايد شما رو به صورت طولاني‌مدت نفي كنم بلكه بايد مشكلمو با شما به صورت “روش‌مند” حل كنم و يا اگر مشكل لاينحل بود اونو طوري “مديريت” كنم كه كار به برخوردهاي هابزي كشيده نشه.


پ.ن٢: عنوان جلسه رو وام‌دار كيسينجر بودم. گفته بود كه انتخاب ترامپ، انقلابي بود عليه عقل متعارف.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *