در قلمرو زرین – الهی قمشه ای

بدون دیدگاه

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

دكتر الهی­ قمشه‌ ای نامی پرآوازه در ادبیات ایران است. او را از كودكي و با سخنرانی‌های زیبایش که معمولا از صدا و سیما پخش “می‌شد” (!) می‌شناسم.

از اسکار­وایلد و “تصویر دوریان گری” شروع می‌کرد و به آیه «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَىٰ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا» می‌رسید.

از “رسالتِ شاعر” ویستن­ هیو­اودن می‌گفت، با مولانا در می­‌آمیخت، گذری بر فصوص الحكم مي‌زد

و با جمله معروف «عشق می­ ورزم پس هستم» از پیتر مانیکه ختم می‌کرد و من هیچ وقت نمی‌فهمیدم که نهايتا بحث در مورد چه بود و نتيجه چه شد!

فقط در انتهای سخنراني‌هايش دنیا را زیباتر از آنچه که قبلا می‌پنداشتم تصور می‌کردم و دیگر هیچ!

البته اگر هر چیز دیگری را جز این میافتم ارزش این تجربه را نداشت.

در آن دوران هميشه از پدرم مي‌پرسيدم كه مدرك آقاي الهي قمشه‌ اي چيست و چه رشته‌اي خوانده‌اند؟

جواب اين بود كه ايشان پروفسور هستند و ادبيات و الهيات خوانده‌اند و البته پيشرفتشان به خاطرِ احترام بسيار زيادي بوده كه براي پدر و مادرشان قائل بوده اند و هميشه به حرف باباش گوش مي‌داده!

فكر مي‌كردم كه سخنان شيرين و دل‌رباي ايشان حاصل “خواندن” است و اخذ “مدرك” در حالي‌كه حكايت از يك حركتِ روحي مي‌كرد.

سخنراني‌هايشان را دانلود مي‌كردم و در حال قدم زدن در طبيعت گوش مي‌دادم، چقدر دلم براي آن روزها و آن حس و حال تنگ شده است…

در یکی از سخنرانی‌هایشان تعبیر زیبایی در مورد دنیا داشتند، می‌گفتند دنيا عالم رفت و آمد است.

تا زمانی که این عزیزان در قید حیاتِ مادی‌اند از حضورشان بهره­‌ای نمی بریم و مادامی که از این عالمِ رفت و آمد رخت بربستند، تازه آن‌ها را مي‌شناسيم.

وقتي که باید روحمان را در حضور این اندیشمندان از چشمه­‌های زیبایی و دانایی و نیکویی سیراب کنیم به دنبال قبر گذشتگان و حکمتِ اساطین مي‌گردیم

و تا روزی که این افراد هم به اساطین و قدما نپیوندند، اقبالی به آن­‌ها نمی­‌کنیم.

تلخ است اما امیدوارم دکتر الهی­ قمشه­ ای در باقی مانده دوران حیات ماد­ی­‌شان، در نزد ما توجهی یابند از جنس توجه به مردگان.

قطعه زير از رابرت هريك را زياد در سخنراني‌‌هايشان مي‌خواندند:

The Constant Lover
I have loved
Three Whole days together
And am like to love three more
If it prove fair weather

Robert Herrick

 

ای معشوق
اکنون سه روز تمام است که تو را دوست ­دارم
و اگر هوا مساعد باشد
تا سه روز دیگر نیز تو را دوست خواهم داشت.

 

 


آقاي دكتر! اين روزها اصلا هوا مساعد نيست…



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *